«تابستانِ شبانه، روزِ ابدی»
در افسانهای از سرزمینهای دورِ شمال میگویند
تابستان شبی دارد که کامل تاریک نمیشود.
خورشید فقط کمی پایین میرود،
مثل مسافری که قصد رفتن دارد
اما دلش به رفتن راضی نیست.
آن شب را «تابستانِ شبانه» مینامند؛
وقتی آسمان میان خواب و بیداری میماند
و دریا رنگی میگیرد
که نه شب است، نه روز.
پیران آنجا میگویند
اگر در آن لحظه آرزویی کنی،
زمان برای چند ثانیه فراموشت میکند—
و جهان شبیه «روزِ ابدی» میشود.